خرید بک لینک

لقمان را گفتند ادب از که آموختی گفت از بی ادبان هر چه از ایشان در نظرم ناپسند آمد از فعل آن پرهیز کردم

نگویند از سر بازیچه حرفی

کزان پندی نگیرد صاحب هوش

و گر صد باب حکمت پیش نادان

بخواند آیدش بازیچه در گوش

برچسب: نویسنده: کسری قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 19:48

تغریف اخلاق: برگرفته از سایت: https://makarem.ir «اخلاق» جمع «خُلْق» (بر وزن قُفل) و «خُلُق». (بر وزن افق) مى باشد، به گفته «راغب» در کتاب «مفردات»، این دو واژه در اصلبه یک ریشه باز مى گردد، خَلْق به معنى هیئت و شکل و صورتى است که انسان با چشم مى بیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کسری قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 19:48

1- پيامبر صلى الله عليه و آله: إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَكَارِمَ الْأَخْلَاقِ. براستى كه من براى به كمال رساندن مكارم اخلاق مبعوث شده ام. مکارم الاخلاق ص 8 2-امام على عليه السلام: عَلَيْكُمْ بِمَكَارِمِ الْأَخْلَاقِ فَإِنَّهَا رِفْعَةٌ وَ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کسری قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 19:48

« سرمایه ی خوبان » آیه آیه همه جا سوره ی قرآن ادب است باادب باش که تکلیف جوانان ادب است فرق مابین بنی آدم وحیوان ادب است راحتِ روح زنان،زینت مردان ادب است باادب باش که سرمایه ی خوبان ادب است آیه آیه همه جا سوره ی قرآن ادب است باادب باش که اندرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کسری قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 19:48

روزی سوداگری بغدادی از بهلول سوال نمود من چه بخرم تا منافع زیاد ببرم؟ بهلول جواب داد آهن و پنبه. آن مرد رفت و مقداری آهن و پنبه خرید و انبار نمود اتفاقا" پس از چند ماهی فروخت و سود فراوان برد. باز روزی به بهلول بر خورد . این دفعه گفت بهلول دیوانه من چه بخرم تا منافع ببرم؟ بهلول این دفعه گفت پیاز بخر و هندوانه. سوداگر این دفعه رفت و سرمایه خود را تمام پیاز خرید و هندوانه انبار نمود و پس از مدت کمی تمام پیاز و هندوانه های او پوسید و از بین رفت و ضرر فراوان نمود. فوری به سراغ بهلول رفت و به او گفت در اول که از تو مشورت نموده، گفتی آهن بخر و پنبه ، نفعی برده . ولی دفعه دوم این چه پیشنهادی بود کردی؟ تمام سرمایه من از بین رفت. بهلول در جواب آن مرد گفت روز اول که مرا صدا زدی گفتی آقای شیخ بهلول و چون مرا شخص عاقلی خطاب نمودی من هم از روی عقل به تو دستور دادم . ولی دفعه دوم مرا بهلول دیوانه صدا زدی ، من هم از روی دیوانگی به تو دستور دادم . مرد از گفته دوم خجل شد و مطلب را درک نمود منبع:http://choulab.persianblog.ir/post/780 ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کسری قنبری‌پور تاريخ: يکشنبه 17 دی 1396 ساعت: 14:32

لقمان را گفتند ادب از که آموختی گفت از بی ادبان هر چه از ایشان در نظرم ناپسند آمد از فعل آن پرهیز کردم

نگویند از سر بازیچه حرفی

کزان پندی نگیرد صاحب هوش

و گر صد باب حکمت پیش نادان

بخواند آیدش بازیچه در گوش

برچسب: نویسنده: کسری قنبری‌پور تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 15:46

« سرمایه ی خوبان » آیه آیه همه جا سوره ی قرآن ادب است باادب باش که تکلیف جوانان ادب استفرق مابین بنی آدم وحیوان ادب استراحتِ روح زنان،زینت مردان ادب استباادب باش که سرمایه ی خوبان ادب استآیه آیه همه جا سوره ی قرآن ادب استباادب باش که اندرهمه جا یابی راه در قیامت نشود روی سفید تو سیاههمچویوسف به سرتخت برآیی ازچاهباادب باش که سرمایه ی خوبان ادب استآیه آیه همه جا سوره ی قرآب ادب استگرتو خواهی که دلت دردوجهان شادشودهه کس از سخنت خرم و دل شاد شودخاطرت یک سره از رنج و غم آزاد شودباادب باش که سرمشق جوانان ادب استآیه آیه همه جا سوره ی قرآب ادب استبی ادب میشود از فیض الهی محرومخویش رامیکندازجهل و شقاوت معدوماز احادیث و روایات به ما شد معلومشرف و منزلت مرد سخندان ادب استآیه آیه همه جاسوره ی قرآن ادب استگشت ازعلم وادب،مذهب اسلام ، عیانشرح این مسئله امروز نگنجد به بیان«خوش بودگرمحک تجربه آیدبه میان »محک خالص کافر ز مسلمان ادب استآیه آیه همه جاسوره ی قرآن ادب استمرد را معرفت علم و ادب می بایدروح را لذت تفریح و طرب می بایدگرچه درکسب هنررنج وتعب می باید آن که هرمشکلی ازوی شودآسان ادب است آیه آیه همه جا سوره ی قرآب ادب است دیوان «نسیم شمال» ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کسری قنبری‌پور تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 15:46

شعری در وصف ادب ۲ از خدا جوییم توفیق ادببیادب محروم گشت از لطف رببیادب تنها نه خود را داشت بدبلک آتش در همه آفاق زدمایده از آسمان در میرسیدبیشری و بیع و بیگفت و شنیددرمیان قوم موسی چند کسبیادب گفتند کو سیر و عدسمنقطع شد خوان و نان از آسمانماند رنج زرع و بیل و داسمانباز عیسی چون شفاعت کرد حقخوان فرستاد و غنیمت بر طبقمائده از آسمان شد عائدهچون که گفت انزل علینا مائدهباز گستاخان ادب بگذاشتندچون گدایان زلهها برداشتندلابه کرده عیسی ایشان را که ایندایمست و کم نگردد از زمینبدگمانی کردن و حرصآوریکفر باشد پیش خوان مهتریزان گدارویان نادیده ز آزآن در رحمت بریشان شد فرازابر بر ناید پی منع زکاتوز زنا افتد وبا اندر جهاتهر چه بر تو آید از ظلمات و غمآن ز بیباکی و گستاخیست همهر که بیباکی کند در راه دوسترهزن مردان شد و نامرد اوستاز ادب پرنور گشتهست این فلکوز ادب معصوم و پاک آمد ملکبد ز گستاخی کسوف آفتابشد عزازیلی ز جرات رد باب تاريخ : یکشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۶ | 23:54 | نویسنده : زهرا کاظمی | .: :. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کسری قنبری‌پور تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 15:46

روزی سوداگری بغدادی از بهلول سوال نمود من چه بخرم تا منافع زیاد ببرم؟ بهلول جواب داد آهن و پنبه. آن مرد رفت و مقداری آهن و پنبه خرید و انبار نمود اتفاقا" پس از چند ماهی فروخت و سود فراوان برد. باز روزی به بهلول بر خورد . این دفعه گفت بهلول دیوانه من چه بخرم تا منافع ببرم؟ بهلول این دفعه گفت پیاز بخر و هندوانه. سوداگر این دفعه رفت و سرمایه خود را تمام پیاز خرید و هندوانه انبار نمود و پس از مدت کمی تمام پیاز و هندوانه های او پوسید و از بین رفت و ضرر فراوان نمود. فوری به سراغ بهلول رفت و به او گفت در اول که از تو مشورت نموده، گفتی آهن بخر و پنبه ، نفعی برده . ولی دفعه دوم این چه پیشنهادی بود کردی؟ تمام سرمایه من از بین رفت. بهلول در جواب آن مرد گفت روز اول که مرا صدا زدی گفتی آقای شیخ بهلول و چون مرا شخص عاقلی خطاب نمودی من هم از روی عقل به تو دستور دادم . ولی دفعه دوم مرا بهلول دیوانه صدا زدی ، من هم از روی دیوانگی به تو دستور دادم . مرد از گفته دوم خجل شد و مطلب را درک نمود منبع:http://choulab.persianblog.ir/post/780ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کسری قنبری‌پور تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 15:46

تغریف اخلاق: برگرفته از سایت: https://makarem.ir �اخلاق� جمع �خُلْق� (بر وزن قُفل) و �خُلُق�. (بر وزن افق) مى باشد، به گفته �راغب� در کتاب �مفردات�، این دو واژه در اصلبه یک ریشه باز مى گردد، خَلْق به معنى هیئت و شکل و صورتى است که انسان با چشم مى بیند و خُلْق به معنى قوا و سجایا و صفات درونى است که با چشم دل دیده مى شود.بنابراین مى توان گفت: �اخلاق مجموعه صفات روحى و باطنى انسان است� و به گفته بعضى از دانشمندان، گاه به بعضى از اعمال و رفتارى که از خلقیات درونى انسان ناشى مى شود، نیز اخلاقگفته مى شود (اوّلى اخلاقصفاتى است و دومى اخلاقرفتارى).�اخلاق� را از طریق آثارش نیز مى توان تعریف کرد، و آن این که �گاه فعلى که از انسان سر مى زند، شکل مستمرّى ندارد؛ ولى هنگامى که کارى بطور مستمر از کسى سر مى زند (مانند امساک در بذل و بخشش و کمک به دیگران) دلیل به این است که یک ریشه درونى و باطنى در اعماق جان و روح او دارد، آن ریشه را خلق و اخلاقمى نامند.اینجاست که �ابن مِسکَوَیه� در کتاب �تَهْذیبُ الاَْخْلاقِ وَتَطْهیرُ الاَْعْراقِ�، مى گوید: �خُلق همان حالت نفسانى است که انسان را به انجام کارهایى دعوت مى کند بى آن که نیاز به تفکّر و اندیشه داشته باشد�.(1)همین معنى را مرحوم فیض کاشانى در کتاب �حقایق� آورده است، آنجا که مى گوید: �بدان که خوى عبارت است از هیئتى استوار با نفس که افعال به آسانى و بدوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کسری قنبری‌پور تاريخ: جمعه 24 آذر 1396 ساعت: 23:01

براساس آیه مذکور، اگر پیامبر اسلام، بداخلاق، تند خو و خشن بود؛ کسی اطراف ایشان جمع نمی شد و در جامعه تنها می ماند. ولی اخلاق فاضله پیامبر باعث شد که عرب جاهلی و بدور از هر نوع سواد و تمدن، جذب ایشان شود و برای اهداف ایشان، همه زندگیش را فدا کند. روزی یکی از آقایان که اهل حال بود در خدمت مرحوم آیت الله بهاء الدینی نشسته بود و گفت: آقا حالتی پیدا کرده ام که از اجتماع بدم می آید، می خواهم منزوی شوم. آقا فرمود: «نخیر. تمام ناراحتی عمر شما به اندازه ی یک ساعت پیامبر صلّی الله علیه و آله نیست. شما نیمچه آدم ها می خواهید منزوی شوید. شما باید در اجتماع باشید، که با برخورد شما مردم چیز بفهمند. شماها برکات پیامبر را می خواهید، امّا زحمات را نمی خواهید و از زیر بار آن می خواهید فرار کنید. پاشو؛ پاشو، برو سر جای خود بنشین. در ادامه، فرمود: این که درباره ی پیامبر صَلّی الله علیه و آله آمده است که «اِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظیم»(قلم، 4) خُلق عظیم، این بود که پیامبر می دید آن ها آدم نیستند و طردشان نمی کرد و با هر کس به اندازه ی فهم و درکش روبرو می شد.» عقل کلّ (پیامبر) را می گفتند، مجنون و دیوانه است . خداوند می فرماید: «ما بِصاحِبِکُمْ مِنْ جِنَّةٍ»(سبا، 46) می دید نمی شود سر به سر آن ها گذاشت. به حرف همه گوش می داد. می گفتند: «هُوَ اُذُنُ؛ او گوش است»(توبه، 61) یعنی مطالب حالیش نیست. غافلند که هادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کسری قنبری‌پور تاريخ: جمعه 24 آذر 1396 ساعت: 23:01

مهارت های کسب تحمل افکار دیگران منبع اصلی: http://morality18.blogfa.com/ 1- خودشناسی : رسیدن به خودشناسی کار دشواری است و تقربیا هرکسی می پذیرد که خود شناسی یک خصیصه ی مثبت و جدایی ناپذیر از زندگی است . برای این که بتوانیم در محیط مدرسه افکار دیگران را تحمل کنیم باید تلاش کنیم خودمان را بشناسیم . 2- شناخت ویژگی های شخصیتی همکاران ، کارکنان مدرسه و دانش آموزان 3- تکیه بر حواس پنج گانه ( پنج گوهر ارزشمند که خداوند به همه موجودات عنایت فرمودند ) 4- تغییرات مثبت را در دیگران بپذیریم. 5- از تأثیر انتظارات دیگران بر انتخاب اهدافتان آگاه باشید و آن را کنترل کنید . 6- در مورد اهداف خود با دیگران صحبت کنید . 7- رسیدن به خود باوری منبع : 100 ایده برای رشد تفکر در مدارس ابتدایی ( فرد سجویک ، ترجمه نورعلی خواجوند ) مهارت های کسب تحمل افکار دیگران 1- خودشناسی : رسیدن به خودشناسی کار دشواری است و تقربیا هرکسی می پذیرد که خود شناسی یک خصیصه ی مثبت و جدایی ناپذیر از زندگی است . برای این که بتوانیم در محیط مدرسه افکار دیگران را تحمل کنیم باید تلاش کنیم خودمان را بشناسیم . 2- شناخت ویژگی های شخصیتی همکاران ، کارکنان مدرسه و دانش آموزان 3- تکیه بر حواس پنج گانه ( پنج گوهر ارزشمند که خداوند به همه موجودات عنایت فرمودند ) 4- تغییرات مثبت را در دیگران بپذیریم. 5- از تأثیر انتظارات دیگران بر ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کسری قنبری‌پور تاريخ: جمعه 24 آذر 1396 ساعت: 23:01

1- پيامبر صلى الله عليه و آله: إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَكَارِمَ الْأَخْلَاقِ. براستى كه من براى به كمال رساندن مكارم اخلاق مبعوث شده ام. مکارم الاخلاق ص 8 2-امام على عليه السلام: عَلَيْكُمْ بِمَكَارِمِ الْأَخْلَاقِ فَإِنَّهَا رِفْعَةٌ وَ إِيَّاكُمْ وَ الْأَخْلَاقَ الدَّنِيَّةَ فَإِنَّهَا تَضَعُ الشَّرِيفَ وَ تَهْدِمُ الْمَجْدَ. به مكارم اخلاق پايبند باشيد كه آن مايه سربلندى است و از اخلاق پَست دورى كنيد كه آن انسانهاى شريف را پَست و بزرگوارى را از بين مى برد. تحف العقول ص 215 3- امام على عليه السلام: نَزِّهْ عَنْ كُلِّ دَنِيَّةٍ نَفْسَكَ وَ ابْذُلْ فِي الْمَكَارِمِ جُهْدَكَ تَخْلُصْ مِنَ الْمَآثِمِ وَ تُحْرِزِ و الْمَكَارِمَ. خودت را از هر پَستى پاك كن، و در راه مكارم اخلاق نهايت كوشش خود را به كار گير تا از گناهان برهى و مكارم را بدست آورى. تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص 240 ، ح 4862 4- امام على عليه السلام: لَوْ كُنَّا لَا نَرْجُو جَنَّةً وَ لَا نَخْشَى نَاراً وَ لَا ثَوَاباً وَ لَا عِقَاباً لَكَانَ يَنْبَغِي لَنَا أَنْ نَطْلُبَ مَكَارِمَ الْأَخْلَاقِ فَإِنَّهَا مِمَّا تَدُلُّ عَلَى سَبِيلِ النَّجَاح اگر هم به بهشت اميد (و باور) نمى داشتيم و از دوزخ نمى هراسيديم و پاداش و كيفرى در ميان نمى بود باز شايسته بود كه در طلب مكارم اخلاق برآييم، زيرا كه راه موفقيت و پيروزىادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کسری قنبری‌پور تاريخ: جمعه 24 آذر 1396 ساعت: 23:01

صفحه بندی